اجازه من که نفهمیدم چی گفتی . حق با توئه.. راز رو هم دیدم.. قبول دام که اینطوره.. ولی میدونی منطق و شواهد یه چی میگه ،، احساسم یه چی دیگه.. فعلنام که دوتاشون یکی نشدن.. حسابی گیج میزنم.. و میترسم
اکشال نداره بزرگ میشی میفهمی! خوب چه کار به منطق و شواهد داری..؟!فقط این چیزیو که میخوای با تمام وچودت بخواه ..همین فکرای منفی و منطق و شواهد که همه چیو خراب میکنه...ایمان داشته باشه که معجزه همیشه اتفاق میفته..البته شاید اون چیزی که میخوای اگه بدستش بیاری یه روز پشیمون بشی اما شاید این الان مهم نباشه ..هر چیز مثبت یا منفی که آدم بخواد اگه واقعا به ایمان برسه که میخواد بهش میرسه من اینو مطمئنم ..فقط نباید شک تو کار آدم باشه...
این تنهایی .. و عبور از یه خیابونه یکطرفه ست که منو آزار میده .. فکر میکنم همیشه هرچی تو مشتم بوده رو (حالا درست بوده یا لجبازی) انجام دادم .. من اعتمادم خیلی کمه .. توکلم ، ایمانم .. وای وااای من چقدرو تا کی میخوام گیج بزنم .. بالاخره وای میسم.. به قشنگترین شکل .. قشنگتر از اونچیزی که فکرشو میکردم مگه نه
به نظر من آدم هر کار درست یا غلطی میکنه باید به انجامش ایمان داشته یاشه اگه به این راهی که اومدی ایمان داشتی یه وقتی ٬دیگه آزار دیدن معنایی نداره ... توکلت و ایمانت کم نیست اما گاهی خوب لازمه آدم به خودش بیاد فکر کنه که توکلش و ایمانش کمه تا قویتر ادامه بده.. گیج زدن بد نیست ..اما وایسادن من فکر کنم بده.. تو یه کتابی خوندم از یوسا که میگفت قبلنا تو یه قبایلی این اعتقاد بوده که وقتی که مردم از حرکت وایسن اونوقت زمین فاسد میشه..به خاطر همین همیشه جا و مکان زندگیشونو عوض میکردن.. منم این اعتقاد و دوس دارم ..تو نمیایستی ..منم مطمئنم تو یه روز به بهترین شکل راهتو پیدا میکنی و به حرکتت ادامه میدی.. حتما ..قشنگتر از اون چیزی که فکرشو میکردی..
ایمان داشته باشه که معجزه همیشه اتفاق میفته البته شاید اون چیزی که میخوای اگه بدستش بیاری یه روز پشیمون بشی اما شاید این الان مهم نباشه
خوندم درسته من اینو قبول دارم بهشم رسیدم اما یه جاهایی ذهن نا خودآگاه چیزایی برات می یاره که شاید انتظارش رو نداشته باشی اگه تو زندگی نتونیم عقل و دل و همراه کنیم خیلی سخت می شه
. . . خوب واسه آدمای احساساتی معمولا همینطوره که عقل و دلشون یکی نمیشه ..برا من که این مسئله خیلی پیش اومده ..اما خوب آدم باید یه جور با خودش کنار بیاد دیگه وگرنه تو هر تصمیمی تو زندگیش معلق میمونه آره خوب این شاید کمی سخته..
اشک یا لبخند....هر دوشون عجیبن...درست مثل انسان..مثل زندگی..ولی این رنگاش خیلـــــی قشنگ بودن
آره عزیزم منم عکسشو دوس دارم..
اجازه من که نفهمیدم چی گفتی
.
حق با توئه.. راز رو هم دیدم.. قبول دام که اینطوره.. ولی میدونی منطق و شواهد یه چی میگه ،، احساسم یه چی دیگه.. فعلنام که دوتاشون یکی نشدن.. حسابی گیج میزنم.. و میترسم
اکشال نداره بزرگ میشی میفهمی!
خوب چه کار به منطق و شواهد داری..؟!فقط این چیزیو که میخوای با تمام وچودت بخواه ..همین فکرای منفی و منطق و شواهد که همه چیو خراب میکنه...ایمان داشته باشه که معجزه همیشه اتفاق میفته..البته شاید اون چیزی که میخوای اگه بدستش بیاری یه روز پشیمون بشی اما شاید این الان مهم نباشه ..هر چیز مثبت یا منفی که آدم بخواد اگه واقعا به ایمان برسه که میخواد بهش میرسه من اینو مطمئنم ..فقط نباید شک تو کار آدم باشه...
این تنهایی .. و عبور از یه خیابونه یکطرفه ست که منو آزار میده .. فکر میکنم همیشه هرچی تو مشتم بوده رو (حالا درست بوده یا لجبازی) انجام دادم .. من اعتمادم خیلی کمه .. توکلم ، ایمانم .. وای وااای من چقدرو تا کی میخوام گیج بزنم .. بالاخره وای میسم.. به قشنگترین شکل .. قشنگتر از اونچیزی که فکرشو میکردم
مگه نه
به نظر من آدم هر کار درست یا غلطی میکنه باید به انجامش ایمان داشته یاشه اگه به این راهی که اومدی ایمان داشتی یه وقتی ٬دیگه آزار دیدن معنایی نداره ...
توکلت و ایمانت کم نیست اما گاهی خوب لازمه آدم به خودش بیاد فکر کنه که توکلش و ایمانش کمه تا قویتر ادامه بده..
گیج زدن بد نیست ..اما وایسادن من فکر کنم بده..
تو یه کتابی خوندم از یوسا که میگفت قبلنا تو یه قبایلی این اعتقاد بوده که وقتی که مردم از حرکت وایسن اونوقت زمین فاسد میشه..به خاطر همین همیشه جا و مکان زندگیشونو عوض میکردن..
منم این اعتقاد و دوس دارم ..تو نمیایستی ..منم مطمئنم تو یه روز به بهترین شکل راهتو پیدا میکنی و به حرکتت ادامه میدی..
حتما ..قشنگتر از اون چیزی که فکرشو میکردی..
ایمان داشته باشه که معجزه همیشه اتفاق میفته
البته شاید اون چیزی که میخوای اگه بدستش بیاری یه روز پشیمون بشی اما شاید این الان مهم نباشه
خوندم
درسته من اینو قبول دارم بهشم رسیدم اما یه جاهایی ذهن نا خودآگاه چیزایی برات می یاره که شاید انتظارش رو نداشته باشی
اگه تو زندگی نتونیم عقل و دل و همراه کنیم خیلی سخت می شه
.
.
.
خوب واسه آدمای احساساتی معمولا همینطوره که عقل و دلشون یکی نمیشه ..برا من که این مسئله خیلی پیش اومده ..اما خوب آدم باید یه جور با خودش کنار بیاد دیگه وگرنه تو هر تصمیمی تو زندگیش معلق میمونه آره خوب این شاید کمی سخته..
اوه اوه واقعا میبینی اینا همه ریشه دز مشکلات جوانان داره!!!!
همه بندهگان خدا کم حافظه شدن!
واه چی؟!!..
واقعا با حال بود مرسی